عاشقي يعني نابود شدن در ره عشق.يعني از خود
گذشتن براي او.او.و او.چرا نميدونم.اينم 1
قانونه.عاشقي اين زمونه يعني ساختن ساختن .سوختن
وسوختن.ولي سخن نگفتن.چرا؟چون 1 نفر را اينقدر
دوست داري که نميخواي ناراحتيش رو ببيني و ديگه
خودت مهم نيستي.من که اينطوريم.هر چند که شکست
خوردم و به عشقم نرسيدم..ولي.......ما نميتونيم به
دلمون ياد بديم که نشکنه ولي ميتونيم به دلمون ياد بديم
که وقتي شکست ......لبه هاي تيزش دست اوني را که
شکست نبره