تبليغاتX
عشق و عرفان

عاشقي يعني نابود شدن در ره عشق.يعني از خود

 

گذشتن براي او.او.و او.چرا نميدونم.اينم 1

 

قانونه.عاشقي اين زمونه يعني ساختن ساختن .سوختن

 

وسوختن.ولي سخن نگفتن.چرا؟چون 1 نفر را اينقدر

 

دوست داري که نميخواي ناراحتيش رو ببيني و ديگه

 

خودت مهم نيستي.من که اينطوريم.هر چند که شکست

 

خوردم و به عشقم نرسيدم..ولي.......ما نميتونيم به

 

دلمون ياد بديم که نشکنه ولي ميتونيم به دلمون ياد بديم

 

که وقتي شکست ......لبه هاي تيزش دست اوني را که

 

شکست نبره

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 20:42  توسط حجت | 

نمي دانم محبت را بر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره

 

 نشود...بر چه گلي بنويسم که هرگزپرپر نشود...بر چه

 

ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود...برچه ابي بنويسم

 

که هرگز گل الود نشودو سرانجام بر چه قلبي بنويسم

 

که هرگزسنگ نشود

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 20:40  توسط حجت | 

زندگی سه چیز است :

اشکی که خشک میشود

لبخندی که محو میشود

یادی که می ماند و فراموش نمی شود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 12:1  توسط حجت | 
من ان گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی ابی

ولی از خفت و خواری پی شبنم نمیگردم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 0:4  توسط حجت | 
 


=